تبليغاتX
ماداکتو(تاریخ ایران)

ماداکتو(تاریخ ایران)

عیدانه

مژده ای دل که        دگرباره بهار آمده است                  خوش  خراميده  و با حسن  و        وقار آمده است
       به  تو ای  باد  صبا  می دهمت  پيغامی                 اين پيامی است که از دوست به يار آمده است
      شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد                 آرزويی است  که از دوست        به يار آمده است

یا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال


عید مبارک
امیدوارم اگر کمی و کاستی و کوتاهی در کار ما دیدید ببخشید و ما رو با نظرات و پیشنهاداتون همیاری کنید.

بی صبرانه منتظر پیشنهادات هستم
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط یحیی   | 

دروغهای تاریخ

از ابتدای تمدنهای بشری حکام بوجود آمدند . تمدن اولیه یعنی شهر نشینی و ایجاد طبقات اجتماعی و نوشتن، به روایات مختلف حدود 7 یا 8 یا 10 هزار سال پیش از بین النهرین و ایران آغاز گردید . کسی بدرستی نمیداند اول حاکمان بودند یا اول مردم درست مثل تخم و مرغ . در هر صورت حاکمان برای به تبعیت کشیدن مردم ، دست به ترفند های مختلف زدند ، از فرقه ها و دین های عجیب و غریب ، تا خرافات و دروغ گفتن و نوشتن ( در کتیبه معروف داریوش ذکر است ) . بسیاری از نوشته ها و کتیبه ها و داستانها از، این ترفند هاست که هنوز تا همین لحظه ادامه دارد . یکی از مهمترین آنها ، دروغ حمله اسکندر به ایران است . پردازندگان داستان اسکندر مقدونی ، که حدود ششصد سال پس از مرگ او داستانش را بدین صورت پرداخته اند توجه نکردن ، نخستین عامل پیروزی در جنگها ، فزونی شمار جنگ جویان و برتری سلاح و سازو برگ و سابقه و تجربه فرمانده هان در لشکر آراییها و نبرد ها ست ، همراه با آگاهی دقیق از سرزمین های دشمن و اقتصاد آن . پیدا کنید پرتقال فروش 300 را ؟ دروغهای تاریخ مانند، چنگیز و مارکوپلو و دهها مسئله مهم تاریخی و جغرافیایی و سیاسی و افشا گری های متعدد و راه کارهای نو در وبلاگ انوش راوید. ما که نمی توانیم به جهان بگوییم چه بنویسید ، چه ننویسید چه بساز ید چه نسازید ، باید اول پیروزی دروغی اسکندر، و بسیاری دروغهای دیگر از کتابهای درسی ایران حذف شود ، ده پانزده سال پیش ، بارها به کتابهای درسی نوشتم عکسها ونوشتهای اسکندر مقدونی وبقیه دروغها را بر دارید ، و جواب ندادند یا سر بالا دادند . بخود رحم نمیکنیم انوقت از پول پرستان توقع داریم . بعد برویم یخه 300 ها را بگیریم . ماهم کم ننوشته و نساخته ایم . جوان بیست ساله تهیدست و بی تجربه از سرزمین کم جمعیت ، و با اقتصاد نا چیز نمی تواند بدین آسانی به پا خیزد و امپراطوری بزرگی را متلاشی کند .

 این نوشته رو یکی از دوستان برای من فرستاده بود منم گذاشتم  ِ خودتون قضاوت کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط یحیی   | 

سلام

سلام به تمام دوستانی که منو تا این لحظه همراهی کردن. منو باید ببخشید که این چند وبلاگ رو به روز نکردم . 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط یحیی   | 

به آخر زمان نزديك مي شويد

به آخر زمان نزديك مي شويد.
جهان در آستانه سقوط

نشانه هاي قيامت سه دسته اند:
1- علامات بعيده : يعني نشانه هايي كه مدت ها قبل پديد آمدهاند ، و به دليل اينكه از زمان ظهور آنها تا وقوع قيامت ،زمان زيادي گذشته است [ علامات بعيده ] ناميده مي شوند . مانند بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، ختم نبوت ، شق القمرو …
2- علامات متوسطه : علامت هايي كه در حال ظهور هستند و بخشي از آنها به وقوع پيوسته است ، مانند : رواج بي عفتي و فحشا، مرگهاي ناگهاني ، حكومت فومايگان و …
3- علامات قريبه : نشانه هايي كه در نزديكي قيامت پديد مي آيند و پس از ظهور آنها قيامت واقع خواهد شد . اين دسته از نشانه ها را [ علامات كبراي قيامت] نيز مي گويند مانند : قيام مهدي ، ظهور دجال ، فرو آمدن حضرت عيسي عليه السلام و طلوع خورشيد از مغرب و …

شصت و دو علامت از علامات قيامت
در يك حديث كه يكي از اصحاب بزرگ پيغمبر [ص] به نام حذيفه آن را روايت كرده است رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايند : هفتادو دو خصلت از علايم نزديك بودن قيامت هستند . برخي از آنها عبارنتد از :
1- نماز نخواندن
2- خيانت در امانت
3- ربا خواري
4- بناي ساختمانهاي سر به فلك كشيده
5- بي ارزشي خون انسانها
6- فروختن دين به دنيا
7- پاس نداشتن پيوند خويشاوندي
8- ضعيف شدن رعايت حق و انصاف
9- دروغ جايگاه راستي را اشغال كند
10- ابريشم در پوشاك به كار برده شود
11- ظهور ظلم و ستم
12- كثرت آمار طلاق
13- مرگهاي ناگهاني
14- افراد امين را به خيات متهم كردنMore...
15- خائنان را امين دانستن
16- دروغگو را راستگو پنداشتن
17- راستگو را دروغگو پنداشتن
18- رواج يافتن تهمت و افترا
19- بارا ن هاي خسارت آفرين
20- داشتن فرزند زياد موجب خشم ونفرت
21- دروغگويي فرمانروايان و وزرا
22- خيانت امانت داران
23- ستمگري مسئولان و كد خدايان
24- ظهور قاريان فاسق
25- عفونت دلها و مبتا شدخ به فتنه ها
26- ضرب سكه هاي طلا
27- رواج نقره
28- افزايش وعاظ و سخنرانان و كاهش امر به معروف
29- افزايش ارتكاب جرم
30- نبودن امنيت
31- پيشرفت صنعت چاپ و طلا كوبي قرآنها
32- تزيين و نقاشي مساجد
33- برافراشتن تريبونها و مناره هاي مساجد
34- مي خوارگي
35- اجرا نكردن حدود شرعي
36- حكومت پا برهنگان
37- مشاركت زنان با همسران خود در امور تجاري
38- تشابه مردان با زنان
39- تشابه زنان با مردان
40- سوگندخوردن به غير خدا
41- اداي شهادت خودسرانه
42- محدود شدن سلام گفتن فقط به آشنايان
43- آموزش علوم ديني فقط به اهداف دنيوي
44- طلب دنيا به وسيله اعمال آخرت
45- غنايم و اموال بيت المال را وسيله اي براي ثروت اندوزي كردن
46- امانت را غنيمت شمردن
47- زكات را نوعي خسارت مالي پنداشتن
48- رهبري فرومايگان
49- آزار و نافرماني پدران
50- ستم بر مادران
51- ضرر رساندن به دوستان
52- فرمانبرداري از همسران خود
53- سرو صداي افراد هرزه در مساجد
54- پيدا شدن زنان رامشگر
55- توليد وسايل صوتي و تصويري و موسيقي
56- نوشيدن شراب در خيابانها
57- افتخار به ظلم و ستم
58- سوداي انصاف
59- افزايش نيروهاي نظامي و انتظامي
60- وسيله نغمه سرايي دادن قرآن
61- نفرين كردن واپسين افراد امت پيشنيان امت را
62- ساختن كفش چرمي و موزه از پوست حيوانات درنده

سپس رسول اكرم صلي الله و آل وسلم در ادامه حديث مي فرمايد : ‹ هرگاه اين علايم به ظهور پيوست منتظر بادهاي سرخ ، فرورفتن در زمين ، مسخ و تغير شكل صورت آدميان و باران سنگ از آسمان باشيد ›

همين حديث از حضرت علي ‹ع› با ادكي تفاوت نقل شده است . در روايت ايشان علاوه بر موارد يادشد ه ، اين موارد نيز آمده است :
‹ مردم رشوه خوار مي شوند ؛ فحشا شيوع پيدا خواهد كرد ؛ طلاق را چيزي ساده و سبك مي شمارند ؛ آما ر دانش آموختگان ، زياد خواهد شد اما در ميانشان عالم و فقيه كم خواهد شد و به عهد و پيمان پايبند نخواهد بود ؛ زنان بر مركبها سوار خواهند شد [ پشت فرمان اتومبيل مي نشينند] ؛ افراد نيروي انتظامي بسيار خواهد شد ؛ علما به صاحبان قدرت و حكومت روي مي آورند و به وسيله فتواي خود حلال را حرام و حرام را حلال مي كنند
در حديثي ديگر كه از ابن عباس نقل شده است ، آمده است كه رسول الله صلي عليه و آله سلم هنگاه حجه الوداع در حالي كه حلقه درب كعبه را گرفته بود فرمود : ‹ اي مردم آيا شما را از نشانه هاي قيامت آگاه كنم ؟ سلمان برخاست گفت : اي رسول الله پدرم و مادرم فدايت باد ! از نشانه هاي قيامت آگاه ساز .
آنگاه پيامبر نشانه هاي بيان فرمود ، ازجمله اينكه : ‹ نه دهم مردم حق را انكار مي كنند و از اسلام ، فقط نام نشاني باقي مي ماند ؛ از اسلام فقط نام نشاني باقي مي ماند ؛ مردان چاق مي شوند ؛ زنان و كنيزان اهل شورا مي شوند و كودكان نيز بر فراز تريبونها سخنراني مي كنند ؛ مساجد از جمعيت پر خواهد شد و صف هاي نماز گذاران زياد خواهد شد . در حالي كه دلهايشان پر از كينه و دشمني است ؛ مومن در آن زمان از كنيز هم ذليل تر خواهد بود و دلش در سينه آب خواهد شد همچنان كه نمك در آب حل مي شود . زيرا مي بيند منكرات جتمعه را فرا گرفته و لو هيچكاري نمي تواند بكند .
در مسائل جنسي مردان به مردان و زنان به زنان ، اكتفا مي كنند و پسران نوجوان ، مانند دوشيزگان مورد هجوم قرار مي گيرند . در آن هنگام اي سلمان ! رهبران فاسق و فرمانروايان فاجر و امناي خائن ، حكومت خواهند كرد كه نماز را بر پا مي دارند در حالي كه از شهوات و خواسته هاي نفس خود پيروي مي كنند . اگر شما در آن زمان بوديد ، نماز را سر وقت ادا كنيد . اي سلمان ! در آن روز مردم به حج خواهند آمد ، اما فرمانروايانشان به منظور تفريح و ثروتمندان براي تجارت و بينوايان شان براي تكدي ؛ علنا و قاريان به منظور رياو فخر فروشي ، حضور خواهند يافت ( نه براي حج خانه خدا) . در آن هنگام ستاره دنباله داري ظهور خواهد كرد و خداوند تند بادي را مسلط مي كند كه در آن ، مارهاي زرد رنگي وجود دادرد كه سرهاي علما را بر مي چينند ، زيرا در برابر منكر و فساد قيام نكرده اند. حضرت سلمان پرسيد : يا رسول الله صلي الله عليه و آل و سلم ، آيا اين چنين خواهد شد؟ فرمود : آري ! سوگند به ذاتي كه محمد را به حق فرستاده همه ي آنچه گفتم واقع خواهد شد .)
بر گرفته از نشريه نداي اسلام شماره 24 زمستان 84

حال جاي پرسش اين سوال است :
شما چند تا از اين علامات را در اطراف خود مشاهده
مي كنيد ؟
آيا وقت آن وعده پيامبر (ص) نرسيده است

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط یحیی   | 

تاریخ مختصر ایران باستان

تاریخ مختصر ایران باستان

پیش از مهاجرت آریائیان به ایران، اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدن‌های مشابه در آن می‌زیستند؛ مانند
ایلامی‌ها که در حدود 4000 سال قبل از میلاد مسیح می‌زیستند.
در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد، طوایفی از نژاد سفیدپوست، که شعبه‌ای از نژاد هند و اروپایی بودند، از شمال فلات ایران وارد این سرزمین شدند. نام ایران نیز از همین مردمان آریایی گرفته شده است. شعبه‌های مختلف آریایی، هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. مادها در اوایل قرن هفتم قبل از میلاد اولین دولت ایرانی را تاسیس کردند.
از پادشاهان بزرگ این سلسله می‌توان به هوخشتره که با دولت بابل متحد شد و آشوری‌ها را از بین برد اشاره کرد. دولت ماد در 550 قبل از میلاد به دست کورش منقرض شد و سلطنت ایران به پارسی ها منتقل گشت. در زمان داریوش، امپراطوری هخامنشی به منتهای بزرگی خود رسید: از هند تا دریای آدریاتیک و از دریای عمان تا کوه‌های قفقاز.
جنگ های ایران و یونان در زمان او آغاز شد. دولت هخامنشی سر انجام در 330 ق. م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد. پس از مرگ اسکندر (323 ق. م) فتوحاتش بین سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هسته آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان در آمد. پس از مدتی پارت‌ها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند سلوکیان را نابود و امپراتوری اشکانی را ایجاد کنند.
این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ‌های چند ساله ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.
وی سلسله ساسانیان را بنا نهاد که تا 652 میلادی در ایران ادامه یافت. دولت ساسانی حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی بود و قدرت بسیار زیادی کسب کرد. در این دوره نیز جنگ‌های ایران و روم ادامه یافت.
امپراتوری پهناور ساسانی که از رود سند تا دریای سرخ وسعت داشت، در اثر مشکلات خارجی و داخلی ضعیف شد.
آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم بود. در دوره او مسلمانان عرب به ایران حمله کردند و ایرانیان را در جنگ‌های قادسیه، مدائن، جلولاء و نهاوند شکست دادند و بدین ترتیب دولت ساسانی از میان رفت.

تاریخ مختصر ایران بعد از اسلام

جنگ نهاوند در سال 20 هجری اتفاق افتاد و پس از آن ایران به دست اعراب افتاد. در طول بیست سال بعد، تمام بلاد ایران مانند خراسان و سیستان نیز فتح شد.
سال‌ها گذشت و در این مدت اختلافات داخلی زیادی بین مسلمانان پدید آمد. بنی امیه در دوران حکومت خود، بزرگی اعراب و تحقیر ملل دیگر را شعار خویش ساخته بودند، و ایرانیان که از فشارهای حکومت ناراضی بودند، همواره مترصد اقدام علیه آنان بودند. چنان که نه فقط همراه مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند، بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز علیه حجاج بن یوسف ثقفی همدست شدند،به خصوص که خلفای بنی امیه در امر جزیه و خراج خشونت و شدت زیادی به خرج می‌دادند.
به تدریج در اواخر حکومت بنی امیه، خراسان پایگاهی برای مخالفان آنها شد. لذا بنی عباس برای نفوذ خود به ایرانی ها متوسل شدند. کمک ایرانیان به بنی عباس را باید دلیل اصلی برای نابودی بنی امیه و قدرت بنی عباس دانست. به همین دلیل بود که در دوره عظمت عباسیان، بالاترین مقام‌های اجرایی به ایرانیان اختصاص یافت که در این مورد می‌توان به وزارت خاندان برمکی اشاره کرد. با قتل این خاندان توسط هارون الرشید و بیرون راندن ایرانی ها از دستگاه خلافت، مقدمات ضعف دولت عباسی آغاز شد. با ضعف دولت عباسی و خارج شدن بعضی سرزمین‌ها از زیر نفوذ آن، دولت‌هایی در گوشه و کنار ایران ایجاد شدند و خود را مستقل از دستگاه خلافت اعلام کردند. از این دولت ها می توان به طاهریان و صفاریان اشاره کرد.
به تدریج نفوذ دستگاه خلافت بنی عباس به عراق محدود شد و دولت‌هایی ایرانی با قدرتی بسیار پدید آمدند؛ مانند دولت آل بویه. دولت ایرانی سامانی در ماوراء النهر پدید آمد. از سال‌ها قبل، اقوام ترک در دستگاه خلافت و دیگر دولت‌ها نفوذ کرده بودند، لذا توانستند دولت غزنوی را در شرق ایران به وجود آورند. پس از غزنویان، ترک‌های سلجوقی به قدرت رسیدند که عظمت امپراطوری ایران در دوره حکوت آنها، بار دیگر تقریباً تمام فلات ایران تا آسیای صغیر را در بر گرفت.
سلجوقیان حتی خلیفه عباسی را هم زیر نفوذ خود گرفتند و توانستند در جنگ با دولت روم شرقی پیروز شوند. پس از این پیروزی بود که به تدریج مقدمات جنگهای صلیبی فراهم شد تا اینکه رسماً در سال 1099 میلادی، این جنگ‌ها آغاز شد
.
پس از سلجوقیان، خوارزمشاهیان بر سر کار آمدند. در این دوره جهان اسلام مواجه با فاجعه بزرگی گردید: حمله مغول.
بسیاری از شهر های آباد ایران با خاک یکسان شد و صدها هزار نفر از مردم کشته و آواره شدند.
در حمله بعدی مغول که توسط هلاکو خان ترتیب داده شد، بغداد تصرف شد، دولت عباسی سقوط کرد و خلیفه آن کشته شد. بازماندگان هلاکوخان که به نام ایلخانان بر ایران حکومت می‌کردند، به سبب تاثیر نفوذ وزرا و مشاورینی چون خواجه نصیر الدین توسی، شمس الدین محمد جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی و مخصوصاً فرهنگ ایرانی - اسلامی ایرانیان، به دین اسلام گرویدند و مقهور تمدن و تربیت ایرانی‌ها شدند.
خاتمه کار ایلخانان با ضعف و اختلافات داخلی و شورش های زیادی در اطراف و اکناف کشور همراه شد. در این هنگام یکی دیگر از سرداران مغول به نام تیمور لنگ حملات خود را آغاز کرد. تیمور که طنین نامش از چین تا مصر و از دهلی نو تا مسکو را به وحشت می‌افکند، طی یورش‌های خونین و مکرر خویش بسیاری از بلاد ایران و سرزمین‌های دیگر را ویران کرد و جنایات بسیاری مرتکب شد. پس از او جانشینانش نتوانستند قلمرو وی را حفظ کنند و حکومت‌های محلی در همه جای ایران سر بر آوردند.
سرانجام شاه اسماعیل صفوی به این حکومت ها پایان داد و حکومت مقتدر شیعی صفوی را بنیان نهاد، اما صفویه نیز با هجوم افغان‌ها منقرض گردید. پس از آن نادر شاه، افغان‌ها را بیرون راند و سلسله افشاریه را تأسیس کرد. وی حملاتی را علیه هندوستان ترتیب داد. سپس سلسله زندیه که مؤسس‌اش کریم خان زند بود، حکومتی را بنا نهاد که چندان دوام نیافت و با حملات آنها محمد خان از بین رفت.
از آن پس دوره حکومت قاجاریه شروع شد که تا سال‌ها ادامه داشت. از پادشاهان این سلسله می‌توان فتحعلیشاه، ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه را نام برد. در این دوره جنگ‌های ایران و روسیه رخ داد که به دلیل بی‌کفایتی شاهان قاجار، بسیاری از سرزمین های ایران از کشور جدا شد و از دست رفت.
آخرین سلسله پادشاهی که بر ایران حکومت کرد، خاندان پهلوی بود. رضا شاه توسط کودتایی که در سوم اسفند 1299 ترتیب داد، به وزارت رسید و مدتی بعد انقراض قاجاریه را اعلام کرد. همزمان با جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین در شهریور 1320 هجری شمسی وارد ایران شدند تا به شوروی که علیه آلمان می‌جنگید امکانات برسانند. رضا شاه به دستور دولت انگلیس از ایران خارج شد و پسرش، محمدرضا شاه، بر تخت سلطنت نشست. دوره پهلوی تا بهمن 1357 که انقلاب اسلامی پیروز شد، ادامه یافت.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط یحیی   |